تبليغاتX
انوارالهی - توحيد و صفات خداوند و هدف آفرينش‏ازدیدگاه حضرت زهرا(سلام الله علیها)


انوارالهی

قُل لَّا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى

الحمدللّه على ما انعم و له الشكر على ماالهم و الثناء بما قدم، من عموم نعم ابتدأها، و سبوغ آلاء اسدادها، و تمام منن والاها!

جم عن الاحصاء عددها، و نأى عن الجزاء امدها، و تفاوت عن الادراك ابدها، و ندبهم لاستزدتها بالشكر لاتصالها و استحمد الى الخلائق باجزالها، و ثنى بالندب الى امثالها.

و اشهد ان لا اله الا اللّه وحده لاشريك له، كلمة جعل الاخلاص تأويلها و ضمن القلوب موصولها، و انار فى الفكر معقولها.

الممتنع من الابصار رؤيته، و من الالسن صفته، و من الاوهام كيفيته.

ابتدع الاشياء لا من شيئى كان قبلها، و انشأها بلا احتذاء امثلة امتثلها.

كونها بقدرته و ذرئها بمشيته من غير حاجة من الى تكوينها، و لا فائدة له فى تصويرها الا تثبيتاً لحكمته، و تنبيهاً على طاعته، و اظهاراً لقدرته، و تعبداً لبريته و اعزازاً لدعوته ثم جعل الثواب على طاعته و وضع العقاب على معصيته، زيادة لعباده عن نقمته و حياشة لهم الى جنته.

ترجمه:

خدا را بر نعمتهايش سپاس مى‏گويم، و بر توفيقاتش شكر مى‏كنم، و بر مواهبى كه ارزانى داشته، ثنا مى‏خوانم.

بر نعمتهاى گسترده‏اى كه از آغاز به ما داده.

و بر مواهب بى حسابى كه به ما احسان فرموده.

و بر عطاياى پى در پى كه همواره ما را مشمول آن ساخته.

نعمتهائى كه از شماره و احصاء بيرون است.

و به خاطر گستردگى در بستر زمان هرگز قابل جبران نيست.

و انتهاى آن از ادارك انسانها خارج است.

بندگان را براى افزايش و استمرار اين مواهب به شكر خويش فراخوانده.

و خلائق را براى تكميل آن به ستايش خود دعوت نموده.

و آنان را براى به دست آوردن همانند آن‏ها تشويق فرموده.

و من شهادت مى‏دهم كه معبودى جز خداوند يكتا نيست.

بى مثال است، و شريك و مانند ندارد.

اين سخنى است كه روح آن اخلاص است، و قلوب مشتاقان با آن گره خورده، و آثار آن را در افكار پرتو افكن شده.

خدائى كه رؤيتش با چشمها غير ممكن است، و بيان اوصافش با اين زبان، محال، و درك ذات مقدسش براى عقل و انديشه‏ها ممتنع است.

موجودات جهان هستى را ابداع فرمود، بى آنكه چيزى پيش از آن وجود داشته باشد.

و همه آن‏ها را ايجاد كرد، بى آنكه الگو و مثالى قبل از آن موجود باشد.

آن‏ها را به قدرتش تكوين نمود، و به اراده‏اش خلقت كرد، بى آنكه به آفرينش آن‏ها نياز داشته باشد.

يا فائده‏اى از صورت بندى آن‏ها عائد ذات پاكش شود.

جز اينكه مى‏خواست حكمتش را از اين طريق آشكار سازد.

مردم را به اطاعتش دعوت كند.

قدرت بى پايان خود را از اين دريچه نشان دهد.

خلائق را به عبوديت خود رهمنون گردد.

و دعوت پيامبرانش را از طريق هماهنگى تكوين و تشريع قوّت بخشد.

سپس براى اطاعتش پاداشها مقرّر فرموده، و براى معصيتش كيفرها.

تابندگان را بدينوسيله از خشم و انتقام و عذاب خويش رهائى بخشد، و به سوى باغهاى بهشت و كانون رحمتش سوق دهد.

* * *

تفسير فشرده‏

در اين بخش آغازين خطبه مسائلى به چشم مى‏خورد كه همه شايسته دقت است:

1-توجه به اين حقيقت كه نعمتهاى پرودرگار سراسر وجود ما را احاطه كرده و از فرق تا قدم در آن غرق شده‏ايم، همين امر حس شكرگذارى را در ما زنده كرده و به معرفت ذات پاكش دعوت مى‏كند.

اين همانست كه علماى علم كلام - عقائد - تحت عنوان «وجوب شكر منعم» در مسأله خداشناسى و وجوب معرفة اللّه روى آن تكيه مى‏كنند.

2-اگر خداوند بندگان را به شكر نعمتهايش دعوت كرده، نه به خاطر نياز اوست، بلكه براى آن است كه بندگان از اين طريق شايستگى بيشتر كسب كنند و مشمول نعمتهاى افزونترى گردند (دقت كنيد).

3-بندگان از اداى حق شكر او عاجزند، چرا كه توفيق شكر گذارى او خود نعمت تازه‏اى است، و ابزار شكرش - فكر و دست و زبان - همه از نعمتهاى اويند، بنابراين جز اعتراف به عجز، كارى از آن‏ها ساخته نيست.

بنده همان به كه ز تقصير خويش‏

عذر به درگاه خداى آورد

ور نه سزاوار خداونديش‏

كس نتواند كه به جاى آورد

4-روح توحيد همان اخلاص است، پاك كردن كردن روح از غير خدا، و دل دادن در گرو محبت او، و سر نهادن بر فرمانش و خلاصه هر چه در مخالفت با او است به دست فراموشى سپردن و هر چه غير اوست به طاق نيسان زدن!

5-در حقيقت توحيد در سرشت آدميان از آغاز نهفته است، و اين نور الهى در اعماق جان همه انسانها مى‏درخشد، و هر كس در باطن خويش فرياد «اللّه اكبر» را مى‏شنود و به همين دليل به هنگام وزش طوفانهاى سخت زندگى و پاره شدن پرده‏هاى غفلت و بى خبرى از هر زمان آشكارتر مى‏درخشد، و هر كس را بى اختيار به سوى خود جذب مى‏كند و «لا اله الا هو» مى‏گويد.

6-نه كنه ذاتش با انديشه‏هاى ژرف درك مى‏شود كه:

«كلما ميز تموه باوهامكم فى ادق معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود اليكم».

و نه بر كنه صفاتش كسى راه مى‏يابد.

بنابراين همه اعتراف كنيم كه:

«و ما عرفناك حق معرفتك»

تو را چنانكه حق معرفت تو است نشناختيم.

«ما عبدناك حق عبادتك»

و آن گونه كه شايسته عبوديت تو است پرستش نكرديم.

7-يكى از مسائل مهم در امر خلقت اين است كه در آغاز، ماده‏اى وجود نداشت كه خداوند اين جهان را از ماده‏هاى پيش ساخته‏اى بيافريند، بلكه آفرينش بعد از عدم محض صورت گرفت، و اين خلق مخصوص به ذات پاك خداوند است كه حتى تصور آن براى گروهى مشكل است.

8-مسأله مهم ديگر در آفرينش اين است كه صورتگران هميشه در تصوير و نقش آفرينى خود از امور طبيعى الهام مى‏گيرند، و گاه اشكال مختلفى را به هم مى‏آميزند و شكل جديدى را ابداع مى‏كنند، اما خداوند ابداع گرى است كه بدون هيچ طرح و الگوى قبلى، جهان را صورت بندى كرده و ترسيم نموده است.

9-بحث مهم ديگرى كه در اين بخش از خطبه تاريخى بانوى اسلام(س) آمده بى نيازى مطلق خداوند از همه چيز است.

بديهى است وجودى كه از هر نظر نامتناهى و بى پايان است نياز در ذات پاك او راه ندارد، چرا كه «نياز» دليل بر «كمبود» است و كمبود تنها در موجودات «ممكن» متصور است، نه ذات بى انتهاى حق.

10-و بالاخره مسأله مهم ديگرى كه در اين بخش مطرح شده مسأله «هدف آفرينش» است كه بانوى اسلام در عبارت كوتاهش آن را در چند جمله پر معنى خلاصه كرده است:

الف - آشكار ساختن حكمت بى پايان خداوند.

ب- دعوت بندگا به اطاعت او.

ج - نشان دادن قدرت نامحدود او.

د- فراخواندن بندگان به عبوديتش.

ه'- قوت بخشيدن به پيامبرانش.

اينها اهداف مختلى است كه حضرت زهرا(س) براى آفرينش بيان فرموده، و قابل توجه اينكه اين اهداف لازم ملزوم يكديگرند، وقتى كه بندگان آثار قدرت و حكمت پروردگار را در پهنه عالم هستى ديدند مجذوب طاعت او مى‏شوند، و به عبوديتش روى مى‏آوردند و مدارج كمال را مى‏پيمايند.

از سوى ديگر هنگامى كه پيامبران در سخنان خود بر نظام آفرينش عالم هستى تكيه كنند نفوذ بيشترى در قلوب انسانها مى‏يابند، و مسئله هدايت براى آن‏ها سهلتر و آسان‏تر مى‏شود (دقت كنيد).

به اين ترتيب: خداوند جهان را نيافريده تا «سودى» كند، بلكه هدف اين بوده كه بر بندگان «جودى» كند، او اراده كرده آن‏ها را در مسير هدايت پيش برد، و به جوار قربش فراخواند، و همواره در اين راه پيش روند و به موازات كسب شايستگيها از الطاف بى كرانش بهره بيشترى گيرند.

پی نوشت  ها:

*برترين بانوى جهان فاطمه زهرا(س) ،آيت الله مكارم شيرازى

1-اربعين شيخ بهائى و بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 69، ص .293
2-اربعين شيخ بهائى و بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 69، ص .292
3-مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 1، ص .16

 

نوشته شده توسط سید درخشان در سه شنبه یازدهم تیر 1387

لينك مطلب




کپي برداري از مطالب وبلاگ فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2008-2010 © by moharam1430.blogfa.com

Design This Web By Noleek ™ @ Ver:2.00 POWERED BY BLOGFA.COM